X
تبلیغات
صدای تلخ سکوت

صدای تلخ سکوت

خدایا امشب خیلی خسته ام….فردا صبح بیدارم نکن….

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ صدای تلخ سکوت خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید.

باید کسی را پیدا کنم

که دوستم داشته باشد

آنقدر که در یکی از این شب ها

آغوشش را برای من و یک دنیا خستگی بگشاید

هیچ نگوید

هیچ نپرسد

فقط مرا در آغوش بگیرد

بعد......همان جا بمیرم

تا نبینم روزهای آینده را

روزهایی که دروغ میگوید!!!!!

روزهایی که دیگر دوستم ندارد!!!!!!

روزهایی که دیگری را در آغوش میگیرد!!!!!

روزهایی که عاشق دیگری میشود

[ 92/04/30 ] [ 13:6 ] [ زهره ]

[ ]

 

زندگی همینه...نه؟

[ 91/09/16 ] [ 22:44 ] [ زهره ]

[ ]

گاهی آنقدر خواستنی می شوی

که شروع می کنم

به شمارش تــک تــک  ثانیه ها

برای یک بار دیگر رسیدن ،

به تـــــــــــو …

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

وقتـــــی به عقب بر میگردی ؛
متوجه میشی که جــــــای بعضیا ،
الان که تو زندگیت خالــــــی نیست هیـــــچ …
اون موقعشم زیـــــــــــادی بوده … !!!

[ 91/08/17 ] [ 13:38 ] [ زهره ]

[ ]

سلام

هانیه جونم .راستش نمیدونم حسمو چطور بگم؟

انگار داری ازم کنده میشی

شب خواستگاریته/من حتی پیشتم نیستم/حتی ...

دلم بدجور گرفته

دارم رگ خواب "محسن"گوش میکنم/یادته که؟

اه......فهمیدم هرچی خدا بخواد همونه.حرف نیست...................واقعیته

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱:درد دارد…

سرت به سنگی بخورد ،

که روزی به سینه ات میزدی ….!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شاید آرام تــر می شدم

فقــط و فقـــط…

اگر می فهمیدی ،

حرفهایم به همین راحتــــی که می خوانی

نوشته نشده اند !!!

                                                  دوستت دارم!

                                                                         نکنه فراموش شم..!

                                                                                                   این باردیگه میمیرم..!

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                               

 

[ 91/07/11 ] [ 1:5 ] [ زهره ]

[ ]

حماقت محض است

تلخ كردن زندگي ات

ازدوري كسي كه...

در دوري تو .شيرين ترين

لحظاتش را سپري ميكند

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فراموش کردنت

برایم مثل آب خوردن بود

از همان آبهایی که می پرد توی گلو و سالها سرفه می کنم…

***

همسرم:من نباشم دنيا يك من كم دارد

تونباشي...من يك دنيا كم دارم........

[ 91/06/24 ] [ 15:20 ] [ زهره ]

[ ]

 درگیر رویای توام، منو دوباره خواب کن
دنیا اگه تنهام گذاشت، تو منو انتخاب کن
دلت از آرزوی من، انگار بی خبر نبود
حتی تو تصمیمای من،چشمات بی اثر نبود
خواستم بهت چیزی نگم، تا با چشام خواهش کنم
درارو بستم روت، تا احساس آرامش کنم
باور نمی کنم ولی، انگار غرور من شکست
اگه دلت میخواد بری، اصرار من بی فایدست
هر کاری می کنه دلم، تا بغضمو پنهون کنه
چی میتونه فکر تو رو، از سر من بیرون کنه
یا داغ رو دلم بزار، یا که از عشقت کم نکن
تمام تو سهم منه، به کم قانعم نکن

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

-دلم نوشت:هیچ رقیبی ندارم

 جز آیینه که . . .

 هر روز تو را نگاه می کند ،

 او را هم شکست خواهم داد

 

 

[ 91/06/03 ] [ 15:48 ] [ زهره ]

[ ]

سلام

ببخشید بچه ها دیر آپ کردم

درگیر نامزدی بودم....کلا سرم شلوغ بود...

 

 

[ 91/05/05 ] [ 2:45 ] [ زهره ]

[ ]

از فکر من بگذر خیالت تخت باشد
من می تواند بی تو هم خوشبخت باشد
این من که با هر ضربه ای از پا در آمد
تصمیم دارد بعد از این سرسخت باشد
تصمیم دارد با خودش ،با کم بسازد
تصمیم دارد هم بسوزد ، هم بسازد

ـــــــــ

وقتـی یه زن سیگار کشید
یعنــی دیگه گریه جواب نمیده
و وقتی مــردی اشک ریخت
بدون کار از ســیگار کشیدن گذشته…

[ 91/04/18 ] [ 11:35 ] [ زهره ]

[ ]

روزی که از هم جدا شدیم هردو به یک احساس رسیدیم تو به( فراغت) ، من به( فراقت) تفاوت در یک حرف است مهم نیست...هست؟

[ 91/03/01 ] [ 19:48 ] [ زهره ]

[ ]

اینجا که من رسیده ام …

ته دنیای بدون تو بودن است!!

همانجایی که شاید فکرش را هم نمی کردی دوام بیاورم!

ولی من ایستاده به اینجا رسیده ام!

خوب تماشا کن…

دلم هم تنگ نشده!

یعنی دلم را همانجا پیش خودت گذاشتم …

تو باش و دل من و همه فریادهایی که...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

√امید وصــل تـــو نگذاشت تا دهـــم جان را
وگـــر نه روز فراق تـــو مردن آســـان بود

هوایت که به سرم می زند
دیگر در هیچ هوایی،
نمی توانم نفس بکشم!
عجب نفس گیر است
هوایِ بی توئی!

میدانی تنهایی کجایش درد دارد !!؟ انکارش ... 
 

[ 91/02/17 ] [ 2:44 ] [ زهره ]

[ ]

گریه حرف آخرم بود

طاقت موندن نداشتم

همه ی حرفموبااشک

تونگاهش جاگذاشتم...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

چفدر مثل دریایی تو...مدام زیرپایم راخالی میکنی...

ای کاش نبودنت را هم  با  خودت  برده  بودی...

√ تـ ـازگـ ـی هـ ـا سـَخـ ــتْ سنگـــْ دل شـُده ای...

کنارهرقطره اشکم.هزارخاطره دفن...انقدخاطره...

[ 91/02/12 ] [ 20:14 ] [ زهره ]

[ ]

 چقدربایدبگذرد...؟

تامن...

هنگام مرورخاطراتم ...

وقتی ازکنارتوردمیشوم...

تنم نلرزد؟

بغضم نگیرد؟

ــــــــــــــــــــــ

-یابمان وامیدفردایم باش یادیروزم رابرگردان وبرو...

-موهایم راانقدرکوتاه میکنم تاخاطره ی انگشتانت راازیادببرند...

-رهایم کردی چراکه برهنگی ات رانجویدم.بوسه هایت راندریدم.وطعم گس گناه رانچشیدم.رهایم کردی.چون عشق ورزیدم...

-دل سبزم راگره زد و رفت تابه آرزوهایش برسد...

     (تمام غصه هارامیخورم به سلامتی داشتن تو...)

[ 91/02/05 ] [ 21:22 ] [ زهره ]

[ ]

شده درخلوت تنهایی خود یادیک خاطره شادت بکند؟!

لرزه برقلب ودلت اندازد بی خبرازهمگانت بکند؟!

وتویی خاطره خلوت تنهایی من!!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بامدادکودکیم مینویسم دلتنگتم...چون هیچگاه کودکی دروغ نمیگوید...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱)دیگه برام نمیمونی.دیگه برات نمیمونم...

۲)چقدرمافاصله داریم.ای کاش اینو...

۳)يادش بخير
وقتي بودي
نيازي به شمردن ستاره ها نبود
اصلا يادم نيست
ستاره اي بود يا نبود
هر چه بود شيرين بود
حتي بي خوابي بدون شمردن ستاره ها.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نبودن من به بودن چه کسی کمک میکرد که مراازخودجداکردی؟؟؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اینروزها دیگربه خوابم هم نمیایی/درکت میکنم تقصیرتونیست/هم خوابی بادیگری تمام وقتت راگرفته

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

توساده دل كندي ولي تقديربي تقصير نيست/بااينكه بي تاب مني بازم منو خط ميزني/بايدتوروپيداكنم توباخودت هم دشمني ي ي....

 (دار بزن خاطرات کسی را که تو را تمام کرد.حالم خوب است،اما گذشته ام درد می کند.)

[ 91/01/19 ] [ 0:0 ] [ زهره ]

[ ]

من بودم

تو

ویک عالمه حرف...

وترازویی که سهم توراازشعرهایم نشان میداد

کاش

ای کاش

میفهمیدی

وقت دلتنگی

یک آه

چقدروزن دارد...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن۱:نبودنت وزن دارد.تهی...اماسنگین....

[ 90/12/19 ] [ 18:30 ] [ زهره ]

[ ]

توي يك ديوار سنگي

دو تا پنجره اسيرن

دوتا خسته دو تا تنها

يكيشون تو يكيشون من

ديوار از سنگ سياهه

سنگ سرد و سخت خارا

زده قفل بي صدايي

به لباي تشنه ما

نمي تونيم تا بجنبيم

زير سنگيني ديوار

همه عشق منو تو

قصه است قصه ديوار…

کاشکی این دیوارخراب شه

منوتوباهم بمیریم/توی یک دنیای دیگه

دستای همویگیریم...

[ 90/12/09 ] [ 18:41 ] [ زهره ]

[ ]

حواسم بهت هست که دلواپسی
 می دونم شبام صاف و پر نور نیست
بذار با همین حس نگاهت کنم
خدا شاهده چشم من شور نیست
منو موج ها هر روز سیلی زدن
شکستم ولی صخره بار اومدم
کنارم نبودی ببینی چطور
با این بی کسی ها کنار اومدم
نمی گم که منت بذارم سرت
 نمی گم که من از همه بهترم
فقط کاش بدونی کی از دست رفت
 فقط کاش بفهمی چی اومد سرم
حواسم بهت هست که دلواپسی
می دونم شبات صاف و پر نور نیست
بذار با همین حس نگاهت کنم
خدا شاهده چشم من شور نیست
تو یک روز پریدی تو مه گم شدی
 ولی انتظارت هنوز با منه
به این قصه خوشبین تر از سابقم
تو یک روز میای من دلم روشنه
تو یک روز پریدی تو مه گم شدی
ولی انتظارت هنوز با منه
به این قصه خوشبین تز از سابقم
 تو یک روز میای من دلم روشنه
حواسم بهت هست که دلواپسی
 می دونم شبات صاف و پر نور نیست
بذار با همین حس نگاهت کنم
خدا شاهده چشم من شور نیست

پ.ن:دیگه صبربسه...من ازدست رفتم/کاش بفهمی کی ازدست رفت/دیگه اززندگی توهوات خسته خسته ام...خداحافظ...

پ.ن:چشام خیسن خداحافظ...

[ 90/12/06 ] [ 22:16 ] [ زهره ]

[ ]

پ.ن:عاشق این آهنگم/خیلی قشنگه/همه ی احساساتمو...بیان میکنه(فردا)                   کاش اون روزجدایی اصلانرسه.

پ.ن:بیابهم بگیم دوستت دارم/وداع اخرم باتو.وداعم بانفسهامه/لحظه هاروباتو بودن.درنگاه تو شکفتن.../نمیری هرگزازیادم.من ازیادت فراموشم/بدون بعدازتویادتوبرام سنگین ترازکوهه/خدا یه وقت کسی نیادبدزده قلب ساده شوکسی نیاد توزندگیش  بشینه زیر سایه ش بهش بگه دوسش دارم...

خدا وصییته منو گوش بده/ناممو بخون/شاید دیگه من نبآشم/مواظب عشقم بمون/میسپرمش بهت میرم/تمومه تآرو پودمو/یه وقت نیآد برنجونیش/کسل کنی وجودمو/خدا یه وقت کسی نیاد بدزده قلب ساده شو بشینه زیر سایشو بهش بگه دوسش داره/خیلی بده زمونه آمون/خدا سپردمش بهت/مواظب عشقم بمون/فردا قراره منو تواز هم دیگه جدا بشیم/فردا قرار همدمه/گریه بی صدا بشیم/تو کوچه های بی کسی نیستی و پرسه میزنم/آی آدما نگاه کنین/غریب شهر تون منم/یادش بخیرمنو تو و یه قلبه پاک و بی غرورحالا چی شد عوض شدی/دلت کجاست سنگ صبور/من تو رو عاشق میکنم/هر جور شده حتی به زور/کی می خواد/فردا تو رو از من بگیره/کاش خونش ویرون بشه آتیش بگیره/ما باید فردا رو از دنیا بگیریم/ما اگه از هم جدا بشیم میمیریم/ما باید قدره این روزهارو بدونیم/وای اگه فردا بیاد تنها میمونیم/خدا شاید این عشقی که من میگمو تو نشناسی/نزدیکترین کسم اونه خیلی دوسش دارم راستی! یادم نره بهت بگم عزیزترینه من اونه/خودم مهم نیست اما اون نذاری تنها بمونه/بمیرم واسه هق هقش/گریه چقدر بهش میاد/وقتی که حرصش می گیره/میگه از من بدش میاد/اما وقتی آروم میشه/میبینه من بغضم گرفت/همین دیوونه بازیهاش ازاول چشممو گرفت/حالا که دیگه مجبوریم/با هم دیگه وداع کنیم/بیا به یاد اون روزاهمدیگرو دعا کنیم/یه وقت دیدی دعا گرفت/خدا نذاشت جدا بشیم/ای وای داره فردا میاد/باید دست به دعا بشیم/با قلب پاکت از خدا/بخواه منو صبرم بده/هنوز نرفتی از پیشم/دوریت داره زجرم میده/کی می خواد فردا تو رواز من بگیره کاش خونش ویرون بشه آتیش بگیره/عزیزم یادت نره دنیا دو روزه/نمیخوام فردا دلت واسم بسوزه/ای خدا حتی اگه دوستم نداره تو میتونی نذاری تنهام بذاره...


   
                                                   

[ 90/10/26 ] [ 23:36 ] [ زهره ]

[ ]

 

غبارروی دلم ولی...غباری که ازتونشسته روی قلبم...بارون چیه.سیل نمیتونه بشوره

(هنوزم    دوستت دارم)

 

[ 90/10/05 ] [ 18:53 ] [ زهره ]

[ ]

تورو به خدا بعد من مواظب خودت باش  

گریه نکن آروم بگیر به فکر زندگیت باش

غصم میشه اگه بفهمم داری غصه می خوری

شکایت از کسی نکن با این که خیلی دلخوری

دلت نگیره مهربون عاشقتم اینو بدون

دلم گرفته میدونی از هم جدا کردنمون

دل نگرونتم همش اگه خطا کردم ببخش

بازم منو به خاطره تموم خوبیات ببخش.منوببخش.منوببخش

اصلا فراموشم کن و فکر کن منو نداشتی

اینجوری خیلی بهتره بگو منو نخواستی

برو بگو تنهایی رو خیلی زیاد دوسش داری

 اگه تو تنها بمونی با کسی کاری نداری

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن:دلخوشی ذهن خسته ام این است که درخیال خودبی خیال مانشدی

[ 90/08/27 ] [ 17:47 ] [ زهره ]

[ ]

 گاهي فقط گاهي فكرميكنم تمامش يك سوتفاهم است

آن خنده ها.دستهاي گره كرده درهم.نگاه هاي گرم...

دستهايم راميگيردوميخندد...

بعدهرچه فكرميكنم يادم نمي ايدبه به چه فكرميكردم!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

واسه من که برعکس کارزمونه

یکی نیست که قدردلم روبدونه

[ 90/07/28 ] [ 19:39 ] [ زهره ]

[ ]

چه کسی خواهد دید مردنم را بی تو

گاه می اندیشم خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید

آن زمان که خبر مرگ مرا می شنوی روی خندان تو را کاشکی می دیدم

شانه بالا زدنت را بی قید

وتکان دادن دستت که مهم نیست زیاد

و تکان دادن سر

چه کسی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد

پ.ن1:پس چه جوربايد دعاكرد.باكدوم دل ادعاكرد؟

پ.ن2:خدادوس نداشت بيام پيشت كنارتوباشم.باورت نميشه حس دعاتوازم گرفت...

پ.ن3:تنها آرزوم همينه تايادم نرفته راستي.كاش يه روز بهم بگي كه من همونم كه ميخواستي...

 

[ 90/03/20 ] [ 0:14 ] [ زهره ]

[ ]

او رفته است

و همه چيز تمام شده است

 مثل يک مهماني که به آخر مي رســــد

 وتو به حال خود رها مي شوي

 چرا غمگيني ای دلم ؟

اين رسم زندگيست ...

ماهمیشه سرانجام ، سرانجام گرفتیم به هیچ ...

[ 90/01/28 ] [ 16:2 ] [ زهره ]

[ ]

بیقرارتوام

آسمان باقفسی تنگ چه فرقی دارد؟

بال وقتی قفس پرزدن چلچله هاست

بی توهرلحظه مراسهم فروریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

می پرسمت ازمسئله دوری وعشق

وسکوت توجواب همه ی مسئله هاست...

[ 89/12/09 ] [ 19:52 ] [ زهره ]

[ ]

قسم دادم خداروبه ماه وبه ستاره

به چشمایی که هرشب اسیرانتظاره

به اون بنفشه هایی که مخصوص بهاره

به اون مهی که تنهاست مال شبای تاره

یه شب خدا به من گفت توروواسم میاره

توروآورد وکردی به چشم من اشاره

چه کم بودعمراین فصل.منوتو ونظاره

دنیا کوچیک بوداما.توگم شدی دوباره

[ 89/11/19 ] [ 22:24 ] [ زهره ]

[ ]

ذهن را درگیر با عشقی خیالی کردو رفت 

جمله های واضح دل را سوالی کرد ورفت

چون رمیدنهای آهو، ناز کردنهای او

دشت چشمان مرا حالی به حالی کردو رفت

کهنه ای بودم برای اشکهای این وآن

هرکسی ما را به نوعی دستمالی کردورفت!

ابر هم در بارشش قصد فداکاری نداشت 

عقده در دل داشت؛روی خاک خالی کردورفت

آرزویم با تو بودن بود،کوشیدم،ولی

واقعیت را به من تقدیرحالی کردورفت..............

[ 89/11/07 ] [ 13:12 ] [ زهره ]

[ ]

تورهسپارمیشوی به سوی عشق ومن کنارپنجره درارزوی یک نگاه آه میکشم توازدیارمن چه شادمانه کوچ میکنی وچشمهای بی قرار من به غربت همیشگی هنوز خیره مانده اند......شایدسالهابعددرگذرجاده ها.بی تفاوت ازکنارهم بگذریم وبگوییم:آن غریبه چقدرشبیه خاطراتم بود...

[ 89/10/29 ] [ 21:44 ] [ زهره ]

[ ]

 

ميتوان همچون عروسك هاي كوكي بود

بادوچشم شيشه اي دنياي خودراديد

ميتوان درجعبه اي ماهوت

باتني انباشته ازكاه

سالها درلابلاي توروپولك خفت

ميتوان بافشارهرزه ي دستي

بي سبب فريادكرد:گفت:

(آه.من بسيارخوشبختم)

[ 89/10/15 ] [ 22:6 ] [ زهره ]

[ ]

کاش مي دانستي

بعد از آن دعوت زيبا به ملاقات خودت من چه حالي بودم

خبر دعوت ديدار چو از راه رسيد

پلک دل باز پريد

من سراسيمه به دل بانگ زدم:


ادامه مطلب

[ 89/09/17 ] [ 0:35 ] [ زهره ]

[ ]

به تو می اندیشم
به تو و تندی طوفان نگاهت بر من
به خود و عشق عمیقت در تن
به تو و خاطره ها
که چرا هیچ زمانی من و تو ما نشدیم
جام قلبم که به دست تو شکست
من چرا باز تو را می بخشم؟؟؟
به تو می اندیشم
به تو که غرق در افکار خودی
من در اندشه ی افکار توام
قانعم بر نگه کوته تو
هر زمان در پی دیدار توام...

[ 89/09/10 ] [ 11:45 ] [ زهره ]

[ ]



مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،